دنیای این روزهای ماوخاطرات پرتغالی پسرکم

یادت باشد،


 

ما اینجا،


 

کنار همین رویاهای زود گذر

 

 

به انتظار آمدن تو

 

 

 

خط های سفید جاده را می شماردیم...!

 

 

فرشته زیبایم زمینی شدنت مبارک....

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 4 آذر 1392ساعت 1:23 توسط


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 31 خرداد 1395ساعت 15:59 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 31 خرداد 1395ساعت 15:09 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 31 خرداد 1395ساعت 14:43 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 31 خرداد 1395ساعت 13:24 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در شنبه 29 خرداد 1395ساعت 11:47 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد 1395ساعت 14:36 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد 1395ساعت 13:21 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد 1395ساعت 12:28 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد 1395ساعت 12:16 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد 1395ساعت 10:51 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 30 فروردين 1395ساعت 11:10 توسط |

الهی دورت بگرده مادر که بالاخره این دوتا دندون هم دراومد.سختی این مرحله هم پشت سر گذاشتی.بهمن ماه94 در سن 2سال وسه ماهگی هفدهمین دندونت دراومد.دندون سمت راست فک بالا ونزدیک عید هم دندون هجدهم (آسیاب بالا)نوک زد واین چند روز که حسابی بدغذا شده بودی متوجه شدم که داری دندون در میاری.به سلامتی عزیز دل مادر.شکرت خدای مهربونم که پسر به این خوبی دارم وعاشقانه دوسش دارم.خیلی با مزس وخیلی هم شیرین زبون.همه کلمات وجملات و قشنگ ادا میکنه.فقط بعضی کلمات مثل: شکلات=اشکلات    شکم=اشکم.

چند وقتیه که درگیر اسم انتخاب کردن برای آجی هستیم.چند وقت پیش نمیدونم با کی داشتم در باره اسم صحبت میکردم که گفتم نیلا اسم قشنگیه.دوست دارم.یکدفعه بدون مقدمه پریدی وسط وگفتی نه...میلا خوب نیست..قشنگ نیست.اسم آجی وبزاریم <<پله>>.!!!؟؟؟!!!!من تعجب که اسم پله را از کجا پیدا کردی.امروز گفتم نیکان..بیا بشین تو بغلم تا من وشما ولاوین عشقولانه در کنیم.گفتی نه..لاوین قشنگ نیست.میلا قشنگه.بعد گفتم میلا وشما با جدیت گفتی میلا هم قشنگ نیست.پله قشنگه.گفتم باشه مادر جان.شما آجی پله صدا بزن.گفتی نه بزاریم آجی دینا.گفتم آجی دیانا که یه دونه داریم.خلاصه که سر اسم آجی کوچولو خیلی اختلاف نظر داریم.لاوین قشنگه.بنضر شما هم پله.....؟؟؟کوتاه بیا دیگه.. .امروز صبح مهرسا اومد خونمون.خواب بودی.اومد بالای سرت تا بیدارت کنه.هر کاری کردیم بیدار نشدی.بغلت کردم.اومدیم توی پذیرایی.خواب بودی.بعد یه هم بلند شدی وادای شیر درآوردی که مهرسا رو بترسونی.بعد گفتی میخوام بپوکونمش.آخه چرا پسرم.رفتارات خیلی پسرونه شده وخیلی شیطون ووروجکی ومهرسا هم کاملا دخترونه.جیغ وفرار.شما هم دوست داری دنبالش بدوبدو کنی واون دوست داره بشینه وبازی کنه.همش سر یه اسباب بازی گیرین تا حرص هم ودرارین.

نوشته شده در پنجشنبه 26 فروردين 1395ساعت 10:42 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در دوشنبه 9 فروردين 1395ساعت 14:38 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در جمعه 2 بهمن 1394ساعت 13:55 توسط |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 3 دی 1394ساعت 14:23 توسط |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد