nikan

دنیای این روزهای ماوخاطرات پرتغالی پسرکم

خلاصه ای از 19ماه با هم بودنمان...(جونه زدن دندونهای نیش)

سلام گل پسر مامان. نمی دونم بعد از این همه مدت چی بگم و از کجا شروع کنم... واقعا نمی دونم بخاطر شیطونیات که وقتی برا مامان نمی زاری یا واقعا مامان داره تنبلی می کنه و از نوشتن برای دلبندش جا مونده. هر چی هست ببخشید . کلی حرف نگفته مونده و کلی خاطرات شیرین از شما وروجک خان که نمی دونم چه جوری باید دسته بندی کنم و از کجا بگم. یه عالمه مسافرت.یه عالمه جشن تولدت و یه عالمه شیرین کاریهای گل پسر و پیشرفتهای روز افزون. دیگه مثل طوطی اکثر کلماتی که میشنوی تکرار می کنی عزیزم. سه روز دیگه 19 ماهگیت تموم میشه و به امید خدا وارد 20 ماه از زندگی شیرینت میشی دلبندم. همچنان علاقه زیادی به دیدن سی دی های ...
5 تير 1394

عکسهای آتلیه «یک ساله گی....»

  ساله گیت مبارک.... امروز سال روز شکفته شدنت بود... درست یک سال از عمر شیرینت گذشت ... 7 مین روز از آبان ماه برای من بزرگترین و بهترین روز از زندگیم.... روز ملاقات با نیکانم...روز باشکوه به هم رسیدن و به آغوش کشیدنت... روزی که تو را از درون خانه دلم به روی چشم هایم نهادم و عاشقانه عطر تنت را نفس کشیدم و هزاران بار بوییدمت... و بوسیدمت... چه لحظه ناب و پر آرامشی... این روز و این لحظه را هیچ وقت فراموش نخواهم کرد... و به پاس اولین سالروز تولدت چند عکس از وجود نارنینت برای یادگار در آتلیه به ثبت رساندیم... لحظه لحظه زندگیت، شیرین تر از عسل نازنینم....   ایجوری نگ...
7 بهمن 1393

روز برگزاری جشن تولد یک ساله گی نیکان

"به نام مهر یزدان"   اینم کارت دعوت... بفرمایید تولد... شاهزاده  پرنس من،شازده کوچولوی من،عزیز دلم،بالاخره جشن تولد یک ساله گیت فرا رسید... چقدر برای فرا رسیدن این روز،لحظه شماری کردیم،چقدر شیرین بود وزیبا.... جشن خوب و در شأن شاهزاده رویاهایمان برگزار شد... هر چه در توان داشتیم گذاشتیم که به بهترین شکل برگزار بشه... آخه این روز خیلی برای من و بابایی ارزش داشت... روزی که خدا یه فرشته پاک به ماهدیه داد... دوست داشتیم شهر رو برات چراغونی کنیم،تا همه دنیا بدونند که چقدر دوست داریم و از داشتنت لبریز...
6 بهمن 1393

نهمین دندون و نتایج مسابقه نی نی وبلاگ

پسرک ناز و قشنگم.... نتایج جشنواره شب جمعه،نوزدهم دی ماه اعلام شد... و علی رقم تمام تلاش های من وبابایی و تمام دوستان خوبمون،شما رتبه پنجم رو با تعداد آرا 942 رای پاک به دست اوردی... اینم قشنگ بود،اما نه به قشنگی اول شدنت توی مسابقه.... دوست داشتم اول بشی ،اگه یه ذره بیشتر تلاش می کردیم حتما میشد.... فدای سر گل پسرم.... بعد از پایان مسابقه تازه فهمیدیم کلی از دوستانمون که ما روی رای آنها حساب باز کرده بودیم،یا درست متوجه منظور ما نشدند واز یک خط رای دادند و یا اصلا ماجرا رو جدی نگرفته و رای نداده بودند... اما بازم خدا رو شکر که پسرکم به کمک زحمت های بی دریغ خاله آذر و عمو حمید، عمه شهنا...
28 دی 1393

شرکت در جشن تولد چهار ساله گی نی نی وبلاگ...

"به نام خدای نیکانم" سلام به روی گل همه دوستان خوب وهمراهان همیشگی... دوستهای گلم ماجرا از این قراره که با پایان چهاردهمین ماه از عمر جوجه خروسم، آقا نیکان ما به یک جشن تولد بزرگ دعوت شد و این جشن، جشنی نبود جز تولد چهار ساله گی نی نی وبلاگ...   تولدت مبارک نی نی وبلاگ عزیز... مرسی که کنارمون هستی...     اینم عکس نیکان ومهرسا در جشن تولد نی نی وبلاگ   حالا وقتشه که شما خاله های مهربون ثابت کنید پسرمو دوست دارید. هر رای شما نشونه یه بوسه س برا آقا نیکان ما ، پس لطفا آقا نیکا...
10 دی 1393

7مین مروارید و جشن تولد طاها

  سلام و صد سلام به گل پسر قند عسل خودم... الهی مامان دور چشمات بگرده عزیز دلم... امشب هفتمین مرواریدتم جونه زد... مبارک باشه مامان جان.... پسر نازم امشب جشن تولد یک سالگی محمد طاها بود و ما به همراه شما گل پسرم رفتیم به این جشن تولد... انشالله که صد بیست سال زندگی شاد وخرمی در کنار بابا و مامانش داشته باشه.... همین جا جشن تولدشو یه بار دیگه بهش تبریک می گیم و ازش تشکر می کنیم به خاطر اینکه جشن تولدشو به خاطر اینکه با جشن شما تداخل داشت یه روز زودتر برگزار کرد.... آخه جشن تولد شما هفتم آبان ماه بود و به خاطر محرم مجبور شدیم پنج روز زودتر بگیریم و دقیقا روز جشن تولد ...
1 آبان 1393

نیکان 6 ماه 10 روزه در چشن تولد پسر عمو...

پسر نازنینم 17 اریبهشت ماه تولد مجتبی ،پسرعمو مهران بود و شما گل پسرم اولین جشن تولد را در،6 ماهو 10روزه گی ،تجربه کردید... جشن 18 پنج شنبه شب برگزار شد...همه  عمه ها و عموها  بودند ...آخه روز قبلش بابا بزرگ از سفر مکه اومده بود و همه برای استقبال بابا بزرگ از بوشهر و مشهد اومده بودن آبادان که جشن مجتبی با یه روز تاخیر برگزار شد.. حالا بریم سراغ عکسها...           سوت بلبلی میزدی مادر جان... نیکان و محمد طاها بغل عمو عباس مهربون.. ...
11 تير 1393

7سین امسال با نیکانم

 " به نام و یاد خدایم "     1.س     مثل سلام.... 2.س    مثل سلامتی... 3.س   مثل سرخوشی... 4.س   مثل ساعت خوش... 5.س   مثل  سال خوب.... 6.س    مثل سر مستی... 7.س   مثل ............. نیکان در کنار سفره هفت سین دلبندم تحویل سالمان با وجود تو رنگ و بویی دگر داشت... سفره هفت سین مان با شکوه تر بود و دلمان شاد تر... سال تحویل امسال ساعت 20:20:20 بود. امسال هفت سین ما به غیر از نیکان 3 مهمان دیگه هم داشت... پسر عمه ،آرش وخانم گلش دنیا جان+بابابزرگ ظهر مهمان هایمان از بوشهر رسیدند. ...
2 ارديبهشت 1393

مادر،جادوی عشق و مهربانی....

        چه لذتی داره پسر کوچولوت باید تو بغلت باشه  محکم تو سینه خودت فشارش بدی  تا نفسشو احساس کنی صدای تک تکه تپشهای قلبشو جیغ بکشه  دور خودت بچرخی و بچرخونیش  این قدر بچرخی … این قدر بچرخونی … بچرخی …  بچرخونی … بچرخی … بچرخونی …  تا سر هر دوتاتون گیج بره پهن شید رو زمین  بعد چشماتونو ببندید  دنیا دور سرتون بچرخه … بچرخه … بچرخه …  بعد خوشحال باشی که چقدر زورتون زیاده که تونستین دنیا به  ا...
31 فروردين 1393

هر روزتان نوروز،نوروزتان پیروز....

   سلام به همه دوستهای مهربونم... دوستهای خوبم سال نوی همگی با تاخیر مبارک.... این گل تقدیم میکنم به همه شما مهربونها... شرمنده دیر رسیدم خدمتتون.حسابی سرم شلوغ بود. دو تا مهمان گلم داشتیم که دیگه اصلا نمی شد بیام به شماها سر بزنم و عرض ادب کنم... اینم مامانم گفته بگم:   "آرزو دارم امسالتان به قلم تدبیر آن نقاش بی همتا ،چنان زیبا نقش ببندد که طبیعت به تماشای شکوهش بایستد... نو بهارتان شاد باد" چقدر سخت بود...ما که نفهمیدیم چی شد... اما مامان می گه بزرگ بشم می فهمم.... به زبان ساده یه جور عید مبارکی بوده دیگه... همه تونو دوست دارم... اینم عکس مهمون...
19 فروردين 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به nikan می باشد