شیطنت های وروجک من

یادت باشد،


 

ما اینجا،


 

کنار همین رویاهای زود گذر

 

 

به انتظار آمدن تو

 

 

 

خط های سفید جاده را می شماردیم...!

 

 

فرشته زیبایم زمینی شدنت مبارک....

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 4 آذر 1392 | 1:23 | نویسنده : |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : شیطنت های وروجک من, دومین سال از آغاز]
تاريخ : جمعه 21 فروردين 1394 | 11:33 | نویسنده : |

وروجک من:

12 ماه با هم بودنمان در پستوی زمان به یادگار می ماند و این جا با تمام عشق این روزگار شیرین را برات به قلم می کشم تا مرورش آرامشی باشد بر روح جانمان و شیرینیش لبخند بنشاند بر کاممان.

روزگارت پر از خنده و آرامش نیکانم.

Bienen Wespen

 



ادامه مطلب

[ موضوع : خاطرات به روایت تصویر, نیکان و دوستاش, شیطنت های وروجک من]
تاريخ : چهارشنبه 22 بهمن 1393 | 3:07 | نویسنده : شاپرک |

"به نام خالق زیباییها"

آرام جان مادر:

با کلی تاخیر اومدم تا برات از☆数字★ のデコメ絵文字☆数字★ のデコメ絵文字 یازده ماهگیت بگم....

یازده ماهگی که وقتی ، به عکسهات نگاه میکنم بغض گلمو میگیره و حلقه اشک تو چشمام میشینه...

شیرینم این روزها چقدر با عجله دارند می گذرند...

نمی دونم این همه شتاب گذر زمان برای چیه چقدر سریع داری بزرگ میشی...دارم تمام سعی خودمو می کنم که  ازلحظه لحظه هات سیراب بشم...

اما می دونم دلتنگ این روزها و شیرین کاریهات میشم...

بازم مثل همیشه میریم سراغ دل نوشته هامون تا بگم برات چه شیرین عسلی بودی تو یازده ماهگیت...

البته اینم برات بگم مادر جان که از وقتی دم در اودری دیگه دفتر دلنوشته های مامانی روز خوش به خودش ندید....

بیچاره گلی که اول دفتر چسبونده بودیم به دست شازده پسر پر پر شد....برگه ها همه ورق ورق...بازم خدا رو شکر که اینجا ثبتشون میکنم والا معلوم نبود چه بلایی سر دل نوشته هام، که همه رو با عشق برات می نویسم میومد...باید سر فرصت بشینم همه رو برات پاک نویس کنم...امان از دست تو وروجک دم بریده...

 

 

قربون این قیافه موش موشیت بشم من...

داشتیم می رفتیم بازار دنبال کارهایی تولد گل پسر...

01

لطقا بیایین ادامه مطلب...



ادامه مطلب

[ موضوع : خاطرات به روایت تصویر, شیطنت های وروجک من]
تاريخ : جمعه 26 دی 1393 | 17:12 | نویسنده : شاپرک |

بعله عزیزم هر چی شما گل پسرم بزرگتر میشی زحمتت بیشتر و شیطونی یاتم زیادتر میشه...

کاراتم خطرناک تره مامانی...

روزی چند دفعه تن و بدنمو می لرزونی مادر جان...

فدای سرت هر چی که خراب میشه خودت بلا ملا سرت نیاد...که مامانی طاقت نداره...

کارات هم شیرین و هم گریه داره...

الهی دور اون چشمات بگردم که شیطنت ازش میباره...

عاشق نگاه های چپکیتم عزیزم.

003.gif

اینجا هم هنوز کامل نمی تونستی گاگله کنی،روی شکم می پریدی،مهمان داشتیم،شما سه سوته خودتو رسوندید به میز ودستمال تو سینی رو کشیدی سمت خودتت

خدا رحمت کرد اگه من اونجا نبودم سینی بر می گشت روت مادر...

خوب نکن از این کار های خطرناک مادر جان...

003.gif

اینم گوشه دستمال که چهار چنگولی کندیش عزیزم...

003.gif

صبح از خواب ناز بیدار شده بودی و داشتی با اون چشمای قشنگنت با مامان بازی می کردی...

من فدای اون نگاه با انرژیت بشم...

003.gif

رفتی سیم باند سینما خانگی رو از زیر موکت در آوردی و بستشو باز کردی و کردی توی دهنت...

003.gif

وقتی هم می گم نیکان این چه کاریه...؟!

اینم جوابمه...

خودتو مثل موش می کنی و می خندی به مامان...

003.gif

ماشالله به همچی کار داری اینم سبد بیچاره و صندوقچه که از دست شما گل پسر در امان نبودند...

003.gif

نشستی روبروی تلوزیون و داری از خودت ذوق در می کنی عزیزم...الهی دور اون خندهات بگردم...

عاشق تبلیغ مایبیبی هستی...

همون بچه ها که اعتراض می کنن به مامانها...

عاشق تبلیغ های شبکه دو هم هستی عزیزم...

003.gif

اینجاهم خاله مژده خونمون بود و شما هم دوست داشتی ای مدلی سبزی بخوری....

003.gif

دور شما بگردم مادر جان از خیلی از کارات نتونستم عکس بگیرم چون بعد از هر کار خطرناکت مامان تا 1 ساعت هنگ میشه و دست و پاش می لرزه...

نه اینکه خدایی نکرده شما خیلی شیطون باشیا...نه گلم اقتضای سنت مادر..

داری اطرافتو میشناسی و کنجکاوی ...منم دوست میدارم

عاشق خودتو کنجکاویاتم عزیزم...

خدای مهربونم خودش ازت محافظت میکنه ...

از شر هرچی پلیدی و سیاهیه دور باشی گلم...

 




[ موضوع : شیطنت های وروجک من]
تاريخ : پنجشنبه 12 تير 1393 | 2:55 | نویسنده : شاپرک |

 

totalgifs.com boneco-palito gif gif mop1.gif

"به نام خدای خوبیها"

 عزیز دلکم امشب شاهد جونه زدن دومین دندونت بودم  .....

totalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif 2.gifدومین دندونت در 7 ماه و بیست وشش روزه گی جونه زد ....

خدا رو شاکرم که پسر مامان داره یواش یواش بزرگ میشه و قد کشیدنشو با تمام وجودم حس میکنم...

پسرکم هر چند شیطونیات زیاد شده و ومامانی رو همه جوره به خدمت گرفتی عزیزم ،ولی عاشق شیطونیاتم و لبریزم از شادی وقتی صدای خندت توی خونه طنین انداز میشه ...

مادر به قربون اون دندونت برم که یه دونش کامل مشخص شده و وقتی لپ مامان می بوسی عشق می کنم برخورد دندونت و با لپم حس میکنم ...

این روزها کار مامان از صبح تا شب شده مراقبت از این وروجک که چهار دست و پا میره و هی دستشو به این و اون ور میگیره که پا بشه بایسته...

آخی عزیز دلم چقدر این روزها رو دوست دارم وبا اینکه خیلی خسته میشم و دنبالت میدوم دلم نمیاد این روزها تند بگذره...

وروجک من امشب ساعت 21.30 بود داشتیم با بابایی کشتی می گرفتیم و بازی می کردیم و که یه دفعه مامانی دید آقا نیکان دومین مرواریدشم جونه زده کلی جیغ ،بوس وقربون صدقه..

بابایی  می خواست بره حمام تا صدا آب شنیدی مثل قرقی خودتو رسوندی به حمام و رفتی داخل .....کف حمام خیس بود و هی لیز می خوردی اما دست از تلاش برنمی داشتی (عاشق تلاش کردنتم وقتی می خوای به چیزی برسی...)تا خودتو رسوندی به تشت و بابای شما رو گذاشت توی تشت وبا اینکه دیروز حمام بودی یه بار دیگه با بابایی رفتی حمام...عاشق آب بازی هستی عزیزم....اگه دو روزم توی تشت آب باشی صدات در نمیاد...

از حموم که اومدی بیرون این چند تا عکسو ازت گرفتم عزیزم.که برات میزارم اینجا...

امروز با آقا اوستا پسر همسایه جدیدمون هم آشنا شدی...

اوستا 1 ساله شد امروز...امیدوارم همبازی خوبی برای کودکیت باشه عزیزم...

پسر گلم دیروز متوجه شدم علاوه بر بشکن وسرسری که چند هفته ای بود انجام میدادی تا یه آهنگ ریتمش یه ریزه شاد میشه نی نای نای هم میکنی....الهی فدای اون نی نای نای کردنت بشم من...همچین قر میدی که آدم دل ضعفه میگیره...اما متاسفانه هنوز نتونستم فیلم و عکشو برات ثبت کنم...تا دوربین میبینی کلا یادت میره داشتی چکار می کردی....

 

totalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif N.giftotalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif A.gif  totalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif K.giftotalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif I.gif totalgifs.com alfabeto-atualizamarelas gif gif N.gif

    Downloads: 270

totalgifs.com aniversario gif gif 20.gif

دنبالم بیاین



ادامه مطلب

[ موضوع : شیطنت های وروجک من, تاریخ جونه زدن مروارید ها]
تاريخ : چهارشنبه 4 تير 1393 | 4:13 | نویسنده : شاپرک |

سلام دلبند مامان الهی که من دور شما یکی یه دونه خودم بگردم

،که شیطونیات شروع شده ...

مامان جان از امروز تصمیم گرفتم به علت حجم بالای کار و فرصت کمم خاطراتتو روزانه برات بنویسم...

آخه وقتی جمع میشه روی هم کمتر فرصت می کنم بشینم خاطراتتو دسته بندی کنم و اونها رو برات ثبت کنم...

خوب شیرنم به اوج لذتهای مادرونگی داری منو نزدیک می کنی...هر چقدر از شیرین کاریات بگم کمه...

از 93/01/7 شروع کردی به سینه خیز رفتن...

اما عزیزم بیشتر دنده عقب میری تا دنده جلو....

الهی مادر دور شما بگرده عسلم...

 

 این عکسها همه مال فروردین ماه عزیزم. 

تلاشهای اولیه برا سینه خیز رفتن...

خسته که می شی سرتو میزاری پاین ودست پاتو به حالت شنا تند وتند تکون میدی..

 

 دنبالم بیا...

 



ادامه مطلب

[ موضوع : شیطنت های وروجک من]
تاريخ : 31 فروردين 1393 | 5:02 | نویسنده : شاپرک |
صفحه قبل 1 صفحه بعد